ابو القاسم راز شيرازى
83
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
فرمود آن حضرت : اى سفينه سير و حركت كن در دريا بقدرت خداى تعالى . پس سير كرد كشتى در درياى بزرگ ميان كوههاى درّ و ياقوت . پس داخل كرد آن حضرت دست مبارك را در دريا و بيرون آورد مرواريدها و ياقوت و فرمود : اى داود اگر دنيا مىخواهى بگير حاجت خود را . عرض كردم : اى مولاى من ، نيست احتياجى از براى من در دنيا پس انداخت آنها را در ميان دريا و [ فروبرد دست خود را در دريا ] و بيرون آورد مشك و عنبر ، پس استشمام فرمود و من هم با حضرت موسى و اسماعيل استشمام كرديم ، پس انداخت آنها را در دريا و ناگاه [ نظر افكنديم و ديديم كه ] در آن كشتى قبّهها بود از درّ سفيد ، فرش شده بود به سندس و استبرق بر آن قبّهها پردههاى ارجوان بود « 261 » و ملائكهء بسيار دور آن قبّهها بودند پس چون نظر كردند ملائكه به سوى ما ، اقبال كردند از دو چشم به طاعت آن حضرت ، و اقرار كردند از براى آن حضرت به ولايت پس عرض كردم كه اى مولاى من از براى كيست اين قبّهها ؟ پس آن حضرت فرمودند : از براى حضرات ائمّه از ذرّيّهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله است ؛ هر وقت مقبوض شود و وفات كند امامى ، رجوع مىكند به اين موضع تا وقت معلوم كه قيامت است و حقّ تعالى از آن خبر داده است . پس فرمودند : برخيزيد با ما تا سلام كنيم بر امير المؤمنين عليه السّلام ، پس برخاستيم و برخاست آن حضرت و ايستاديم به باب يك قبّه و شهرى ، و اين اعظم قبّهها و شهرها بود ، و سلام كرديم بر امير المؤمنين عليه السّلام و آن حضرت نشسته بودند در آن قبّه ، بعد ، آن حضرت تجاوز فرمودند به سوى قبّهء ديگر و تجاوز كرديم و گذشتيم ما با آن حضرت ، پس سلام كرد آن حضرت و سلام كرديم ما بر حضرت امام حسن بن علىّ عليهما
--> ( 261 ) - معرّب ارغوان